Saturday, December 29

معر�ي چند برنامه:
برنامه acrobat reader

من �كر ميكنم كه همه شما اين برنامه را به خاطر وجود �ايلهاي PDF ميشناسيد. لذا من �قط به ذكر قابليتهاي جديد نسخه 5 اين محصول ميپردازم:
- توانايي ذخيره كردن �ايلهاي PDF و Download شدن در مرورگرتان
- آيكنهاي Drag-and-Drop نوار ابزار
- توليد كننده thunbnail خودكار
- دسترسي بهبود يا�ته به برنامه هاي وبي
- نمايش بهتر روي LCD
- توانايي ديدن �ايلهاي PDF با �ونتهاي ژاپني، چيني و كره اي
- است�اده از تكنولوژي Cooltype
- بريدن تصاوير �ايلهاي PDF و ذخيره آن بصورت JPEG.

Friday, December 28

شگردهاى تازه راهزنان رايانه اى
Computer hackers رمزهاى تازه اى ابداع كرده اند كه نظير بت عيار هر لحظه به رنگ تازه اى در مى آيند و مانع شناسايى به وسيله متخصصان مى شود.
رمز تازه كه "رمز حربا" نام گر�ته و اشاره به رنگ عوض كردن اين جانور دارد ، قادر است سدهاىد�اعى شبكه هاى رايانه اى را پشت سر بگذارد و اطلاعات درونى اين شبكه ها را در اختيار راهزنان رايانه اى قرار دهد .راهزنان رايانه اى معمولا" با است�اده از "متون يا دستورالعملهاي خاص " كه از راه دور روانه شبكه ها مى كنند به درون اين شبكه ها ن�وذ مى كنند.اما رمزهاى جديد به گونه اي تدوين شده اند كه قادر هستند "متون يا دستورالعملها" را پنهان مى سازد و از شناسايى آن به وسيله سيستمهاى ايمنى شبكه هاجلوگيرى به عمل مي آورد.سيستمهاي محا�ظت از شبكه هاى رايانه اى معمولا" با گشت زدن در درون شبكه و بررسى برنامه ها و پرونده هايى كه در آن قرار دارد ، عناصر غير خودى را كه عبارتند از برنامه هايى با امضاي راهزنان رايانه اى شناسايى مي كنند .اما به گ�ته يكي از hackerهاى سرشناس كه در تهيه و تدوين يكى از رمزهاى جديد موسم به"رمزهاى رنگ عوض كن " نقش داشته ، سيستمهاى د�اعى متعار� به هيچ روى قادر به شناسايى اين رمزهاى پيشر�ته نيستند .
شيوه كار :با هر بار راه اندازي شبكه با اجراى يك دستور ، رمز شكل عوض كن ، هيئت برنامه hackerها را تغيير مى دهد .از جمله شيوه هاى تغيير شكل ، تنظيم دوباره ساختار اين برنامه هاست ، بى آنكه در كاركردشان تغييرى ايجاد شود .اگر بخواهم به صورت ساده مثالى بزنم يعنى اينكه عدد 5 يكبار به صورت 1+4و يكبار بصورت 2+3 نوشته شود.و...
نرم ا�زار FarCQ به عنوان Messenger Farsi
شركت داده پردازي دوران اقدام به نوشتن اين برنامه كرده است .به گ�ته اين شركت هد� از ارائه اين نرم ا�زار، هماهنگ سازى كاربران �ارسى زبان اعلام كرده است . از آنجا كه اين كار يك اقدام �رهنگى وسيع به منظور تسهيل ارتباط بين كاربران ايرانى در شبكه اينترنت است ، اين برنامه به صورت رايگان در اينترنت قرار داده شده است .
تهديد Email
آقاى مارك سامر ، متخصص امنيتي آزمايشگاه Message اعلام كرد كه تا 6 سال آينده به ازاء هر 6 emaiدريا�تى شما ، حداقل يكي از آنها آلوده به ويروس خواهد بود .



بازى دسته جمعى
در آدرس زير يك سايت بازى وجود دارد كه مى توانيد به صورت تكى، دون�ري يا دسته جمعى با هم روى اينترنت بازى كنيد

Thursday, December 27

در گذشت پدر گرامي دوست عزيزمان محمد رضا (وبلاگ خاطرات ) را به ايشان و خانواده محترمشان تسليت مي گويم .ان شاء ا.. از رحمت خاص خداوند بهره مند گردند.
* دوست عزيزم جناب اسماعيلي از اظهار لط� شما ممنون.ژاپن خوش ميگذرد
اقا تورو به خدا به بعضيا بگين اينقدر نخندوننمون ، يه بآبايى Email زده گ�ته من blogger رو هك كردم .بابا تو رو چه به اين كارا :)
برو به همون عنصر اول برس پدر جان .

Tuesday, December 25

به نام دل
به نام شاهد و مي......

دوستان عزيز سلام مدتى است كه امكان به روز كردن اين ص�حه وجود نداشت و همچنان وجود ندارد اما emailهاى مختل�ى كه به صورت گروهى �رستاده مى شد كه بحث درباره جبهه و جنگ را بيش از بيش مطرح مى كرد. امروز جاى سياوش خالي شده است ، اما كداميك از ما مى دانيم كه چرا سياوش و سياوش ها ديگر نمي نويسند ؟ چرا ارزش ها به كنارى ا�تاده اند. چرا گوش شنوايى نمى شنود ؟ و هزاران چراى ديگر
كسانيكه اين ص�حه را مي خواندند، خواهند گ�ت كه محتوى اين ص�حات هيچ ربطي به موضوع بالا ندارد اما من هم مثل ديگران در همين دوران بزرگ شده ام. مي نويسم تا بزرگان اين دوران كساني كه اين دوران را خارج از كودكي گذراندند بنويسند . .هنوز شبهاي بمباران و جنگ ، روزهاى ترس ، روزهايي كه ما در حين كودكى از تعطيلي كلاسها بخاطر بمباران خوشحال بوديم و نمى �هميديم كه با هر بمبى پدرو مادر و خواهر و برادر من و تو از پيش ما مي روند را �راموش نكردم و نمي توانم �راموش كنم .هنوز خاطرات مردان بي ادعا ، مرداني كه ديگر به ندرت اين زمين خاكي مثابه آنان را به خود بيند را �راموش نكرده ام همه ر�تند ، همه ر�تند .امروز جاى آوينى خالى است تا با قلم خود ما را بيدار كند .اما ا�سوس خوبها به راحتى مى روند و پر مدعايان مى مانند و ادعا مي كنند .
قطعه اى از شعرى در ذهن من حك شده است :

"باز گرديد اى ك�ن پوشان پاك
غرق شد اين نسل در امواج خاك "

واقعا" كه اين نسل ،اين نسل پاك ، كجا ر�تند؟

اين مطالب را مي نويسم چون ميدانم كه سياوش و سياوشها مي خوانند و دوباره خواهند نوشت به ميل خود و به ياد شقايق هاى پر پر ، به ياد �كه ،به ياد مجنون ،به ياد همت سردار خيبر ....

آيا تا به حال شنيده اى ؟
آيا شده است جسدى را بعد از ده سال در زير رمل و ماسه پيدا كنى و به رويت همچنان بخندد؟
باز ديشب كربلا بود ، جنگ بود ، سنگر بود ، آتش ، خون ، رشادت بود و شهادت ، اما براستى امروز چه خبر است ، كيست كه بداند جنگ يعنى سوختن ، جنگ يعنى غلتيدن در نوازشهاي ميدان مين ، يعني خوابيدن بر خشونتهاي سيم خاردار ، يعني تشنگي يعني گرسنگي ، غربت ، آوار ، تير ، تركش، جراحت ، محاصره ، گرماي 50 درجه جنوب ، ستيغ سرماى قله هاي بر� گير غرب ،اسارت ، شهادت و جانبازى.
قصد آن ندارم كه جاده هاي خط مقدم كه آدمي را از بيراهگى و چند راهگي نجات مي دهد را به تو معر�ي كنم ، چرا كه نه خودم آنرا از نزديك لمس كرده ام تا برايت شرح دهم و نه اينكه مي خواهم با احساسات تو بازي كنم كه خود غا�لترين آدم در ادراك حقايق سبز مد�ون شده هستم .
با تو هستم اى عزيزى كه اينك اين مطالب را مي خوانى ، من حتم دارم كه اهل درد و رنج كشيده ى اين خاكي ، در بطن جنگ در كنار جنگ و يا دور از جنگ لطمات آنرا كشيده اى كداميك از شما دوست همسايه �اميلى ندارد كه از جنگ آسيب نديده باشد ؟بهاى اينهمه رنج و مشقت آيا اين است ؟
اما تويي كه نمي شناسمت و نميدانم با رملهاى �كه ميانه ات خوب است يا نه؟آيا بعد از جنگ شده است به يكي از مناطق جنگي بروى؟ چرا ؟ من هم همينطور چون آنرا از ما جدا كردند ، براى خواص گذاشتند و ما را به بازيهاى ديگر مشغول كردند
نميدانم يكبار شده تير �انوسقه اى از ميليمترى گوشت بگذرد و خود را ر�تني ببيني ؟نمي دانم آيا شده است در هور براى جلوگيرى از لو ر�تن عمليات برادر كوچكت را در آب خ�ه كني ، آيا تا به حال شنيده اي كه اسيرى 7 سال تمام روزه باشد ،آيا شنيده اى جانبازى در رگ دستش هشت هزار آمپول مر�ين تزريق شده باشد ؟آيا تا به حال شنيده اى شهدا روز و ساعت شهادت خودرا در وصيت نامه خود ذكر كرده اند ؟ از وصيت نامه نام بردم ، آيا وصيت نامه شهيدي ترا به �كر �رو برده يا نه ؟! ، خيلي جلو ر�تم آيا وصيت نامه شهيدي را خوانده ايي؟ آيا دلت براي اشك �رزند شهيدي شكسته ، آيا داغ برادرى بر دلت نشسته ، آيا رنج دل همسر شهيد ، ترا گوشه اي سر بر زانو برده ، آيا شده است چند قاب چوبين در �ضاي اتاق منزلتان جانشين پدر ، مادر و برادر و شايد همه اعضاي خانواده ات شود ؟
آيا شده است ترا به جرم نوشتن از مردان خاك خورده جنگ ريشخند بزنند و محكوم به بيكارى ، درس نداشتن ، و نخواندن و نبودن �رزند زمان خويش كنند و بگوييند ديگر آن زمانها گذشته است؟
دوست عزيز و گرامى � من عجب گر�تار لحظه هاى بى درديمان كرده اند . كاش مي شد ، كاش مي شد ، كاش مي شد ...

ذكر دل بود يا علي مدد بي حد و عدد يا علي مدد